الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

459

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) 23 - از صفوان جمال ، گويد : ميان امام صادق ( ع ) و عبد اللَّه بن الحسن گفتگوئى درگرفت تا به جنجالى كشيد و مردم گرد آنها جمع شدند و شب هنگام بدين وضع از هم جدا شدند و من بامدادان پى كارى بيرون شدم و به ناگاه ديدم امام صادق ( ع ) بر در خانهء عبد اللَّه بن الحسن است و مىفرمايد : اى كنيزك ، به ابى محمد ( كنيهء عبد الله است ) بگو بيرون آيد ، گويد : بيرون آمد و گفت : يا ابا عبد اللَّه ، براى چه در اين بامداد بيرون آمدى ؟ در پاسخ فرمود : من ديشب آيه‌اى از قرآن خدا عز و جل را خواندم و مرا پريشان كرد ، گفت : آن آيه چه بود ؟ فرمود : قول خدا عز و جل ( 21 سوره رعد ) : « آن كسانى كه پيوست كنند آنچه را خدا فرمان داده كه پيوست شود و از پروردگار خود بترسند و از بدحسابى بيم دارند » در پاسخ گفت : راست فرمودى ، گويا من اين آيه از قرآن را هرگز نخوانده‌ام پس همديگر را در آغوش كشيدند و گريستند . ( 2 ) 24 - از عبد اللَّه بن سنان ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : به راستى براى من عموزاده‌اى است كه با او پيوندم و او از من ببرد ، با او پيوندم و او از من ببرد ، تا قصد كردم در برابر قطع رحم او قطع رحم كنم و از او پيوند خود را ببرم آيا به من اجازه بريدن از او را مىدهى ؟ فرمود : به راستى كه هر گاه تو با او پيوندى و او از تو ببرد خدا عز و جل به شما هر دو پيوندد و اگر تو از او ببرى و او هم از تو ببرد ، خدا هم از هر دوى شما ببرد . ( 3 ) 25 - از داود بن فرقد ، گويد : امام صادق ( ع ) فرمود :